صاعد الأندلسي
68
التعريف بطبقات الأمم
حكمت از ايشان آشكار گشته است . وسپس در همين قسمت با تفصيل بيشترى از زندگانى امپدوكلس ، فيثاغورس ، سقراط وأفلاطون سخن مىگويد وبعد وارد شرح أحوال ونقد آثار أرسطو مىگردد وآنگاه از فيلسوف - پزشكان يوناني ، همچون : بقراط « 1 » واز رياضيدانان بزرگى ، همچون : أقليدس « 2 » وارشميدس « 3 » وديگران بحث مىكند وسپس وارد نقد أحوال وآثار عالمان نجوم ، از قبيل بطلميوس « 4 » مىشود وآنگاه به مكتبهاى فلسفي يونان درمىآيد وآنها را يكىيكى شرح مىدهد وويژگيهاى هركدام را برمىشمارد ودر نهايت به نقد خطّمشى فلسفي وآراى محمّد بن زكرياى رازي ( د : 311 ق / 923 م ) ، پزشك - فيلسوف جهان اسلام مىپردازد كه بر أرسطو خرده گرفته واز آموزشهاى مكتب فيثاغورس پيروى مىكرده است . قاضى صاعد در اين قسمت نيز مانند بخشهاى ديگر از مسعودى بسيار استفاده ومخصوصا نهضت ترجمه وتفسير وتوضيح كتب يوناني در ميان مسلمانان را از وى نقل كرده وافزوده است كه فلسفه در حقيقت همان فلسفهء يوناني است ويونانيان خود مؤسّسان اصلى پارهاى از علوم هستند كه در واقع ارزش علمي - تاريخي دارند والبتة به اعتقاد وى اين علوم در اصلزادهء انديشهء خود يونانيان نبوده ، بلكه ملّتهاى ديگرى ، همچون : ايرانيان وهنديان در تأسيس اصلى آنها نقش اساسى را داشتهاند ؛ وليكن يونانيان در فلسفه وعلوم پيشرفت كردهاند ؛ درحالىكه پيشرفت ايرانيان در سياست و
--> - در باب معناى « صناعة » كه در متون كهن وفرهنگهاى قديم ودر كتاب قاضى صاعد در گفتگو از آوازخوانى ، احكام نجوم ، شعر وبلاغت ، موسيقى ، معماري ، فلسفه ، جدل ومناظره ، طبّ ، منطق ، هندسه ، كيمياگرى وحتّى علم نجوم به شكلى گستردهتر به كار رفته پيداست كه از آن مفهوم « هنر » را اراده مىكردهاند ومنظور از « هنر » هر كارى بوده است كه پيوسته همراه با نوعي خلّاقيت ومهارت وظرافت صورتپذير بوده است ، چه كارهاى دستى باشد وچه به زبان ارتباط بيابد . در اين زمينه ، براي آگاهى بيشتر ، نك : الشامي ، 15 - 20 . ( 1 ) . . etarcoppiH ( 2 ) . . sedielcuE ( 3 ) . . sedemihkrA ( 4 ) . . eemelotP